چقدر تا حالا به برند سازی فکر کردین !؟

آموزش وبسایت

چقدر تا حالا به برند سازی فکر کردین !؟

مقدمه:

برندینگ یا همان برندسازی (Branding) یکی از مهم‌ترین اصول هر کسب‌وکاری است

که استراتژی ها و اصول خاص خود را دارد ، دانستن این اصول برای هر بیزینسی الزامی است.

هر کس به فراخور حال خود و به تناسب نیاز خود تعریف برند و برندسازی را تغییر داده است.

به زبان ساده، برند شما در واقع اعتبار شما در نزد مشتری است. برند به مشتریان شما می‌گوید که چه انتظاری از محصولات و خدمات شما داشته باشند. برند شما، در واقع شخصیت فعلی شما است. اما برندسازی واقعا چه معنایی دارد و چگونه بر کسب‌وکار شما اثر می‌گذارد؟

چگونه برندسازی کنیم؟ مقدمات برند سازی چیست؟ برای برند سازی چه باید کرد؟

قوانین برندسازی چیست؟

برندینگ یا برندسازی چیست؟

برندسازی یا برندینگ فرآیندی است که در آن شما نام برند خود را برای مخاطبین معنا می کنید. فرآیند برندسازی به‌ روش های مختلفی انجام می‌شود اما هدف نهایی آن تنها آگاهی مردم نسبت به نام و برند شما است.

استراتژی برندسازی چیست ؟

استراتژی برندسازی طرحی است که اهدافی خاص و بلندمدت را در برمی گیرد. و می تواند با تکامل و بهبود یک برند موفق حاصل شود. و مجموعی از اجزای بنیانی شرکت شما آن را قابل شناسایی می سازد. یک استراتژی مشخص و قابل اجرا بر روی تمام جوانب یک کسب و کار تاثیرگذار است و به طور مستقیم با نیازهای مشتری واحساسات محیط رقابتی مرتبط است.

نکته:

اجازه بدهید اول از همه بزرگ ترین تصور اشتباه در مورد استراتژی برندسازی را برایتان شفاف سازی کنیم . برند شما صرفا محصول, لوگو, وب سایت و یا نام شما نیست. در حقیقت برند شما بسیار بیشتر از آن هاست. مفهوم برند شاید کمی غیر ملموس باشد ولی به همان اندازه سخت است که برندهای قدرتمند و متوسط را بتوان از هم جدا کرد و تشخیص داد.

۷ عنصر برای یک استراتژی جامع برندسازی:

  • هدف
  • ثبات (یکپارچگی)
  • هیجانات
  • انعطاف پذیری
  • وفاداری
  • آگاهی رقابتی
  • مشارکت کارکنان
  • هدف

purpose

هر برندی وعده می دهد ولی در بازار که اعتماد مشتری پایین هست و در نظر گرفتن بودجه برای  مشتری بسیار حائز اهمیت است تنها وعده ی داد شده نیست که یک برند را از برند دیگری متمایز می سازد.بلکه داشتن یک هدف مشخص هست. (آلن آدامسون , رئیس طراحی و مشاوربرندسازی شرکت Landor Associates). در هنگام تعیین موقعیت برند خود, فهمیدن آن چه که برند شما دقیقا وعده می دهد بسیار مهم است.

دانستن این که چرا هر روز از خواب بیدار می شوید و به سر کار می روید بسیار مهم است .به عبارت دیگر هدف شما باید خاص و مشخص باشد زیرا داشتن هدف مشخص هست که بین شما و رقبای شما تمایز ایجاد می کند.

چگونه می توانید هدف کسب و کار خود را تعریف کنید؟

بر اساس وب سایت Business strategy insider هدف کسب و کار را می توان به دو روش تعریف کرد.

  • کارکردی : این مفهوم به  ارزیابی موفقیت از منظر منطق آنی و تجاری متمرکز است .به عنوان مثال هدف کسب و کار شما این است که درآمد کسب کنید .
  • هدفمند :این مفهوم به موفقیتی تاکید دارد که با توانایی درآمدزایی و ایجاد بهبود در شرایط زندگی مرتبط است .

اگر چه کسب درآمد برای هر کسب و کاری مطمئنا بسیار مهم هست ولی ما برندهایی را تحسین می کنیم که تمایل دارند به چیزی بیش تر از سودآوری دست بیابند برای نمونهIKEA چشم انداز کاری IKEA فقط فروش مبلمان نیست بلکه ایجاد یک زندگی روزمره ی بهتر هست.

این رویکرد برای مشتریان بالقوه جذاب است چون نشان دهنده ی تعهد کسب وکار برای ارائه ی ارزشی فراتر از صرفا کسب درآمد و فروش هست. وقتی هدف کسب وکار خود را تعریف می کنید این مثال را همیشه در ذهن خود داشته باشید : اگرچه کسب درآمد یک اولویت مهم برای همه ی کسب وکارها است ولی این مفهوم به تنهایی کافی نیست تا بتواند برند شما را در صنعت خود از دیگر رقبا متمایز سازد.

نکته:

اگر شما در مورده تعیین اهداف برای شرکت خود نیاز به الهام گیری دارید کمی عمیق به موضوع نگاه کنید .

برندهای که مورد تحسین شما هستند،را بررسی کنید.

ببینید که چکونه چشم انداز وهدف وماموریت خود را در کسب وکار تعریف می کنند

  • ثبات (یکپارچگی)

lntegration

نکته ی اصلی در مورد یک پارچگی این است که از صحبت کردن در مورد مباحثی که ارتباطی با برند شما ندارد.و باعث بهبود آن نمیشود خودداری کنید.

آیاعکس جدیدی به صفحه ی اینستاگرام کسب و کارتان اضافه کردید؟برای شرکت شما چه معنایی دارد؟

با هدف شما مطابقت دارد؟ یا صرفا یک چیز بامزه بود که به طورواضح مخاطبان شما را گمراه کرده…

در تلاش برای ایجاد یک پلت فرم(جایگاه ،بستر) برای برند خود , باید مطمئن باشید که تمام پیغام های شما یک پارچه هستند . در نهایت ,این ثبات و یکپارچگی برای هر چه بیش تر شناخته شدن برند شما کمک می کند. که این امر نیز به نوبه ی خود منجر به وفاداری مشتری می شود . برای دیدن یک نمونه ی عالی از یکپارچگی و ثبات بیایید نگاهی به برند کوکا کولا (coca cola) بیندازیم.

برند کوکاکولا (coca cola)

در نتیجه ی تعهد این برند به یکپارچگی , تمام المان های بازاریابی این برند با یکدیگر هماهنگ هستند که این امر باعث شده است به یکی از شناخته شده ترین برندهای جهانی تبدیل شود . به عنوان نمونه حتی در سطح حساب های کاربری خود در رسانه های اجتماعی , یکپارچگی تمام مطالب و برند کاملا واضح است.

برای جلوگیری از ترک مشتریان بالقوه باید سعی کنید قسمت هایی از کسب وکارتان را که با یکدیگر غیرمرتبط است یک پارچه و هماهنگ سازید. مزایای ایجاد یک شیوه نامه (style guide) را در نظر بگیرید .یک شیوه نامه میتواند شامل هر چیزی باشد , از تن صدایی که شما استفاده می کنید تا طیف رنگهایی که شما برای جایگاه یابی محصولات وخدمات خود به کار خواهید گرفت .با صرف زمان برای تعریف و توافق روی این نکات وملاحظات برند شما سودآور خواهد بود .

  • هیجانات

emotion

مشتری ها همیشه منطقی تصمیم گیری نمی کنند .چگونه میتوانید این مساله را که فردی هزاران دلار بیش تر برای خرید موتورسیکلت Harley (هارلی) پرداخت کرده است را توضیح بدهید؟ در حالی که می توانست با بودجه ی خیلی کمتر موتورسیکلتی به همان خوبی بخرد.

آنجا یک صدای احساسی بوده که زمزمه می کرده : هارلی بخرید. ولی چرا؟ هارلی دیویدسون با ایجاد یک انجمن برای برند خود از برندسازی عاطفی استفاده می کند .این انجمن با نام (HOG  (Harley owner groups , صاحبان موتورسیکلت هارلی , برای ارتباط دادن مشتریان خود با برندشان و هم چنین برای ارتباط مشتری هایشان با یکدیگر شکل گرفته است .

هیجانات

هارلی دیویدسون با فراهم آوردن فرصتی برای مشتریانش برای این که احساس کنند بخشی از یک گروه و اجتماع بزرگتری هستند تا این که فقط تعدادی موتورسوار ساده باشند توانست موقعیت خود را به گونه ای تثبیت کند که برای کسانی که می خواهند موتورسیکلت بخرند تبدیل به یک انتخاب آشکار شود.

او با ایجاد یک انجمن موتورسواران برای برند خود از برندسازی عاطفی استفاده می کند

چرا؟چون انسان ها یک تمایل ذاتی برای ایجاد روابط دارند .

تحقیقات دو روانشناس:

(Roy Baumeister and Mark Leary) به بهترین شکل این نیاز را در فرضیه ی “تعلق خاطر ” بیان می کند. که می گوید :انسان ها یک نیاز اساسی روانشناختی دارند که احساس کنند با دیگران در ارتباط هستند. واین که پیوندهای دلسوزانه ومحبت آمیز در روابط صمیمی , مهم ترین بخش رفتار های انسانی هست .

ناگفته نماند تعلق خاطر,  نیاز به عشق ,محبت و حضور در گروه ها مستقیما در وسط سلسله مراتب نیازهای مازلو (هرم مازلو ) قرار می گیرد که هدف آن دسته بندی نیازهای مختلف انسان است.

درسی که باید آموخت ؟

برای ارتباط برقرار کردن با مشتریان خود در سطحی عمیق تر وعاطفی تر راهی پیدا کنید. به آن ها آرامش می دهید ؟ به آنها این حس را می دهید که جزئی از خانواده هستند؟ زندگی را آسان تر می کنید؟ از محرک های عاطفی مانند این ها برای تقویت روابط و وفادار ماندن مشتری  استفاده کنید.

دوستان عزیز این مقاله ادامه دارد….

 

برگرفته از:

آکادمی دیجیتال مارکتینگ دهبان

 

نوشته های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شش + 6 =