همانند اقتصاد دانان فکر کنیم (10 اصل علم اقتصاد)

همانند اقتصاد دانان فکر کنیم (10 اصل علم اقتصاد)

مقدمه

سلام به همراهان گرامی . هدف از گذاشتن بخش #گفتمان_اقتصادی این بود که با برخی اصطلاحات علم اقتصاد آشنا شوید.

در این مقاله قصد داريم 10 اصل اقتصادی که به شما کمک کنه تا مثل یک اقتصادان فکر کنید تحلیل و تصمیم گیری کنید رو معرفی کنیم.

بیشتر بدانید:

رشد و توسعه در اقتصاد به چه معناست؟

تعریف نقدینگی در علم اقتصادی

10 مقوله اساسی در توسعه اقتصادی

نحوه انجام فعالیت های اقتصادی در اقتصاد دو بخشی

تعریف سیاست های پولی و مالی در اقتصاد

دلایل اقتصادی دخالت دولت در اقتصاد چیست؟

شاخص کلان اقتصادی ( تولید ناخالص ملی)

10 اصل علم اقتصاد چیست ؟

  • اصل اول: هیچ چیز مجانی و جود ندارند
  • اصل دوم :هزینه هر کالا یا خدمتی، هزینه فرصت آن است
  • در تحلیل های اقتصادی نهایی فکر کنیم
  • رفتار مردم تحت تاثیر انگیزه ها می باشد.
  • مبادله وضع همه را بهتر می کند.
  • بازار معمولا راه حل خوبی برای سازماندهی فعالیت های اقتصادی است.
  • دولت فقط در بعضی موارد باید مکانیسم بازار را اصلاح کند.
  • باید همزمان به رشد و توزیع در آمد (عدالت) توجه داشت.
  • علت اصلی تورم، افزایش حجم پول می باشد.
  • عملکرد اقتصاد مبتنی بر ساختار اقتصاد است.

اصل اول :

هیچ چیز مجانی وجود ندارد:

کمیابی مهمترین دلیل بوجود آمدن علم اقتصاد است .به دلایل وجود کمیابی ،ما به آرزوها و خواسته های خود نمی توانیم دسترسی پیدا نمائیم.

اگر بخواهیم ، اسلحه بیشتری تولید کنیم ، کالاهای غذایی کمتری می توانیم تولید نمائیم .

و اگر بخواهیم دانشجوی خوبی باشیم ،باید مقداری از ورزش کردن خود صر فنظر کنیم .

اگر وقت بیشتری به کار کردن اختصاص دهیم ،باید زمان کمتری را با خانواده خود باشیم.

یعنی توجه بیشتر به یک هدف ، به معنی دسترسی کمتر به هدف دیگر است . همه اینها به دلیل این است که وقت ، در آمد یا منابع ما محدودو کمیاب است .

یک مدیر یا تصمیم گیر ، نباید فکر کند که می تواند تصمیم بدون هزینه اتخاذ نماید هر تصمیمی که اتخاذ نماید.هزینه در بردارد

به عنوان تفکر اقتصادی ، باید تحلیل هزینه _فایده نمایید. یعنی هر تصمیمی ، هزینه ها و فایده هایی دارد که خوب یا بد بودن آن تصمیم به میزان هزینه ها و فایده ها بستگی دارد.

باید برای رسیدن به بعضی از اهداف به اهدافی دیگر کمتر اهمیت دهیم .

یا یک هدف را فدای دسترسی به هدف دیگر بنمائیم و اولویت بندی اهداف نمائیم

در نمودار زیر نشان می دهد که اگر در جامعه فقط دو محصول تولید شود (اسلحه و غذا) باشد

برای دسترسی بیشتر به اسلحه باید غذای کمتری تولید شود.

در شکل زیر در نقطه A غذای بیشتر و در نقطه B غذای کم تر تولید می شود. علم اقتصاد در این باره بحث نمی کند.

WhatsApp Image 2021-11-22 at 14.08.06

که در جامعه باید بیشتر اسلحه تولید شود یا غذا . تعیین این موضوع به ترجیحات و سلیقه مصرف کنندگان بستگی دارد.

علم اقتصاد به ما می گوید که تولید اسلحه بیشتر ،هزینه دارد و هزینه آن تولید کمتر غذا می باشد.

حتی استراحت کردن نیز  هزینه دارد و هزینه آن درآمدی  است که می توانستیم با کار کردن بدست آوریم.

اصل دوم :

هزینه هر کالا یا خدمتی ، هزینه فرصت آن است:

اقتصاد

در علم اقتصاد،هزینه هر کالا یا خدمتی ،همه کالاها یا خدماتی است که از دست می دهیم تا آن کالا یا خدمت را به بدست آوریم.

به عبارت دیگر همه فرصت هایی که از دست می دهیم  تا یک شی را بدست آوریم .

هزینه فرصت آن می باشد.هزینه رفتن به دانشگاه ، فقط هزینه های شهریه ، کتاب و رفت و آمد نمی باشد.

بلکه در آمد هایی را که بابت دانشگاه رفتن از دست می دهید. نیز شامل هزینه دانشگاه رفتن است .

ورزشکاری که می تواند میلیون ها تومان از ورزش کسب در آمد نماید و به دلیل دانشگاه رفتن آن در آمد ها را از دست می دهد.هزینه فرصت زیادی را دارا می باشد.

حساب داران همه هزینه ها را محاسبه نمی نمایند و به این هزینه های حسابداری که از صورت های حسابداری بدست می آید. برای تصمیم گیران مناسب نمی باشد.

هزینه احداث کارخانه سیمان و تولید سیمان علاوه بر هزینه های دستمزد مواد اولیه ازبین رفتن هوای پاک نیز می باشد.

در مورد فایده ها نیز باید فقط به فایده های آشکار و پولی فکر نکنیم.

فایده احداث جاده علاوه بر اخذ عوارض ، کاهش سوخت کاهش آلودگی وکاهش هزینه های حمل ونقل می باشد.

بنابراین در تحلیل های اقتصادی باید هزینه ها و فایده های اقتصادی را مدنظر قرار دهیم.

اصل سوم:

در تحلیل های اقتصادی نهایی فکر کنیم:

حساب داران معمولا با مفاهیم کل سر و کار دارند. مثلا در آمد کل هزینه کل ولی یک اقتصاددان با مفاهیمی مثل هزینه نهایی و در آمد نهایی بیشتر سر و کار دارد .

فرض کنید که مغازه ای داریم و می خواهیم تصمیم گیری کنیم که ساعت کار مغازه را از 7 ساعت به 8 ساعت افزایش دهیم یا خیر ؟

شیوه تحلیل اقتصادی به ما می گوید که باید بررسی کنیم که یک ساعت اضافی چه مقداری به در آمدها اضافه می کند.

وچه مقداری به هزینه ها اضافه می نماید.اگر مقداری که به در آمدها اضافه می شود.

(در آمد نهایی) بیشتر از مقداری باشد که به هزینه اضافه می شود. (هزینه نهایی) باید به ساعت کار مغازه اضافه نمائیم و اگر هزینه نهایی بیشتر از در آمد نهایی بود.

نباید به ساعت کار مغازه اضافه نمائیم در این تصمیم گیری هزینه اجاره مغازه که به ساعت باز بودن مغازه بستگی ندارد.

نقشی در تصمیم گیری های ما ندارد . و به عبارت دیگر در این تصمیم ها هزینه های ثابت نقشی ندارد.

مثال:

به مثالی دیگر توجه کنید تا اهمیت تحلیل نهایی برایتان روشن گردد: فرض کنید که در حال تصمیم گیری هستید که برای کارشناسی ارشد ادامه تحصیل بدهید یا خیر .

اگر استدلال شما این باشد که من 16 سال درس خوانده ام و این دو سال را هم باید بخوانم استدلال شما اشتباه است.

زیرا شاید تحصیل تا این مقطع درست بوده باشد و ازاین به بعد غلط . یا شاید تا حال نیز به نفع شما نبوده است.

که تا این مقطع ادامه تحصیل دهید. استدلال صحیح باید این گونه باشد که اگر دو سال بیشتر در مقطع ارشد ادامه تحصیل دهید.

چه مقدار به فایده ها و چه مقدار به فایده ها و چه مقدار به هزینه های شما اضافه می شود .

اگر هزینه ها بیشتر از فایده ها اضافه شود. ادامه تحصیل به نفع نمی باشد.

در تحلیل های مصرف کننده و بنگاه و بازارها نیز همیشه با مطلوبیت نهایی هزینه نهایی تولید نهایی در آمد نهایی و…. سر و کار داریم.

برگرفته از :

کتاب اصول اقتصاد(نویسنده: دکتر محسن نظری )

economic-growth

رشد و توسعه در اقتصاد به چه معناست؟

مقدمه :

با سلام دوستان در هفته های قبل در مورد کلید واژه های مهم اقتصادی براتون مطلب گذاشتیم.

امروز قصد دارم مفهوم رشد و توسعه رو بررسی کنم .

بیشتر بدانید:

تعریف نقدینگی در علم اقتصادی

10 مقوله اساسی در توسعه اقتصادی

نحوه انجام فعالیت های اقتصادی در اقتصاد دو بخشی

دلایل اقتصادی دخالت دولت در اقتصاد چیست؟ بخش دوم

سیاست های پولی و مالی در اقتصاد

شاخص کلان اقتصادی (تولید ناخالص داخلی)

تفاوت رشد با توسعه اقتصاد:

رشد و توسعه

دو کلمه رشد و توسعه اقتصادی معمولا با یک دیگر بکار می روند ،ولی در بحث های اقتصادی با یک دیگر تفاوت دارند.

منظور از رشد اقتصادی ،رشد تولید ملی یا در آمد ملی یک کشور است.

مثلا اگر درآمد ملی یک کشور از 50 به 55 واحد افزایش یابد ، گفته می شود که رشد اقتصادی کشور طی آن دوره 10 در صد بوده است.

فرمول

ولی توسعه اقتصادی مفهومی وسیع تر از رشد اقتصادی دارد. مایکل تودارو توسعه را جریانی چند بعدی می داند.

که مستلزم تغییرات اساسی در ساخت اجتماعی، طرز تلقی عامه مردم و نهاد های ملی و نیز تشریع رشد اقتصادی ، کاهش نابرابری و ریشه کن کردن فقر مطلق است.

رشد اقتصادی مفهومی کمی دارد ولی توسعه اقتصادی مفهومی کمی و کیفی  دارد.

به عنوان مثال اگر نهاده های بیشتری بکارگیریم و محصول بیشتری تولید کنیم .رشد اقتصادی صورت گرفته است .

ولی اگر با همان بتوان از طریق تغییر در ساختار تولید ، محصول بیشتری تولید کرد ، توسعه صورت گرفته است.

اقتصاد

شکل 2

شکل بالا کارکرد ساده یک اقتصاد را نشان میدهد. یعنی نهاده ها وارد ساختار اقتصادی می شود. و محصول تولید می شود.

اگر با نهاده بیشتر و ساختار اقتصادی ثابت ، محصول بیشتری را تولید کنیم در این صورت رشد اقتصادی اتفاق افتاده است .

اگر با همان نهاده ها ولی با تغییر در ساختار اقتصادی (مثل افزایش بهروری ، آموزش و …)

محصول بیشتری تولید گردد، این تغییر به معنی توسعه اقتصادی می باشد.

به عنوان مثال با افزایش قیمت های نفت یا استخراج نفت بیشتر، در آمد ملی کشورهای نفتی افزایش می یابد.

ولی نمی توان این افزایش تولید را به معنی توسعه اقتصادی این کشورها تلقی نمود.

واژه های مختلف درباره تقسیم بندی کشور ها :

معمولا کشور های دنیا را به شکل های مختلف تقسم بندی می کنند

کشورهای توسعه یافته و توسعه نیافته

کشور های توسعه یافته و درحال توسعه

شمال و جنوب ، جهان اول ، جهان دوم و جهان سوم

پیشرفته و عقب مانده ، پیشرفته و عقب نگهداشته شده ، کشور های مرکز و پیرامون

هرکدام از تقسیم بندی های فوق ، مبانی مختلفی دارند، مثلا کشور های در حال توسعه ، اصطلاح محترمانه ای است.  که به جای کشور های توسعه نیافته یا عقب مانده بکار می رود.

گروهی معتقدند که کشورهای توسعه نیافته عقب نگهداشته شده اند بنابراین بجای کشورهای عقب مانده یا توسعه نیافته ،

اصطلاح عقب نگهداشته شده را بکار می برند ما در ادامه بیشتر از واژه کشورهای توسعه یافته

و در حال توسعه استفاده می کنیم.

معیار های مختلف برای تقسیم بندی کشورها:

اکنون ان سوال پیش می آید که با چه معیار یا معیارهایی کشور های مختلف را به کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه ، تقسیم بندی کنیم؟

معیار های مختلفی برای این تقسیم بندی وجود دارد که به چند نمونه آن اشاره می کنیم :

1- معیار در آمد ملی سرانه:

در ابتداد معیار تقسیم بندی کشور ها ، در آمد ملی سرانه بود. به این صورت که کشورهایی که در آمد سرانه پایینی داشتند.

توسعه نیافته تلقی می شدند و کشور هایی که در آمد سرانه بالا داشتند. کشورهای پیشرفته تلقی می شدند.

این معیار ، نمی تواند، معیار کاملی باشد. به عنوان مثال کشورهای نفتی خاورمیانه مثل عربستان وکویت، ممکن است دارای در آمد سرانه ای بالاتر از بعضی کشورها ی اروپایی باشند.

ولی جزء کشور های توسعه یافته تلقی نمی شود. زیرا سطح بهداشت ، آموزش ، بیکاری ، بهروری و… در این کشور ها در استاندارد کشورهای پیشرفته نمی باشد.

از صحبت های بالا می توان نتیجه گرفت که نمی توان بایک معیار ، به طبقه بندی کشورها به توسعه نیافته توسعه یافته پرداخت ، بلکه باید مجموعه ای از عوامل رادر نظر گرفت.

2-مدل دکتر عظیمی در تقسیم بندی کشورها

دکتر عظیمی جوامع رابه سه دسته تقسیم می کند:جوامع سنتی ، مدرن و در حال گذر . جوامع در حال گذر ، جوامعی که در حال گذر از جامعه سنتی به جامعه مدرن می باشند.

می توان گفت که بیشتر کشورهای توسعه نیافته ، جوامع در حال گذر می باشند .

ویژگی های جامعه سنتی ، مدرن و در حال گذر در جدول ارائه شده است.

توجه به جدول نشان می دهد که کشورهای توسعه نیافته (جوامع در حال گذر) بعضی از ویژگی های جوامع سنتی را دارند .

و بعضی از ویژگی های جوامع مدرن را ، بنابراین مشکلات آنها نیز ناشی از دوگانگی در ساختار اقتصادی آنها می باشند .

مثال:

به عنوان مثال رشد زیاد جمعیت از مشکلات آنها نیز ناشی از دوگانگی در ساختار اقتصادی آنها میباشند.

به عنوان مثال رشد زیاد جمعیت از مشکلات کشورهای در حال توسعه می باشد جوامع سنتی با مشکل افزایش جمعیت روبرو نبودند.

زیرا هرچند نرخ زادو  ولد دراین کشور ها بالا است ولی نرخ مرگ و میر نیز بالا می باشد.

در جوامع مدرن نیز مشکلی به نام افزایش جمعیت مطرح نمی گردد . زیرا انقلاب پزشکی ، نرخ مرگ و میر کاهش یافته است.

و با افزایش در آمد مردم و وقوع انقلاب صنعتی ، نرخ زاد و ولد نیز کاهش یافته است. ولی در کشورهای جهان سوم یا در حال گذر ، به دلیل وقوع انقلاب پزشکی ،

نرخ مرگ و میر کاهش یافته است.ولی نرخ زاد و ولد بالا است، به عبارت دیگر بالا بودن نرخ زاد و  ولد  مربوط به جامعه سنتی است . و پایین بودن نرخ مرگ و میر که و یژگی جامعه پیشرفته است.

در این کشورها ، وجود دارد . بنابراین مشکلی به نام افزایش جمعیت در این کشورها بوجود می آید.

جدول

در مجموع می توان گفت که جوامع سنتی و مدرن در تعادل هستند ولی جوامع در حال گذر ،در عدم تعادل و بحران می باشند.

زیرا هر کدام از ویژگی هایشان مربوط به یک نوع جامعه می باشند.

برگرفته از :

از کتاب اصول اقتصادی (دکتر محسن نظری)

ادامه دارد…..

تعریف ارزش افزوده و نحوه محاسبه آن

تعریف ارزش افزوده و نحوه محاسبه آن

مقدمه:

سلام خدمت همراهان دوستان دوشنبه ها با سری مباحث گفتمان اقتصادی در خدمتتون هستیم. تقریبا تمامی اصطلاحات مهم در زمینه اقتصاد رو براتون توضیح دادیم.

امروز قصد داریم در مورد مبحث ارزش افزوده با هم گفت وگو کنیم .

برا اطلاعات بشتر به مقاله های قبلی رجوع شود:

شاخص کلان اقتصادی (تولید ناخالص داخلی)

شاخص کلان اقتصادی ( تولید ناخالص ملی)

بررسی ساختار بازار عرضه و تقاضا

 تورم ، نرخ تورم ، معرفی انواع تورم

تعریف نرخ ارز و دلایل تقاضای نرخ ارز

تعریف نقدینگی و مدیریت نقدینگی

 

مالیات بر ارزش افزوده چیست؟

value added

ارزش افزوده برابر است با ارزش محصول نهای ارزش کالاها و خدمات واسطه ای بکار رفته در آن.

«مالیات بر ارزش افزوده» (Value-added Tax)  یا به اختصار VAT در هر مرحله از زنجیره تولید (از نقطه شروع تا فروش) و افزوده شدن ارزش، وضع می‌شود.

مقدار مالیات بر ارزش افزوده‌ای که مصرف‌کننده می‌پردازد، بستگی به هزینه محصول دارد. مالیات بر ارزش افزوده از انواع مالیات غیر مستقیم است.

«مالیات غیر مستقیمی» است که مصرف‌کننده (خریدار) آن را به همراه بهای خرید کالا یا خدمات می‌پردازد .

و دریافت‌کننده (فروشنده) موظف است مقدار مالیات دریافتی را به خزانه دولت واریز کند. از آنجا که خود فروشنده نیز ضمن خرید اولیه چنین مالیاتی را پرداخته ولی مصرف‌کننده محسوب نمی‌شود،.

اینست که او حق دارد کل «مالیات‌های ارزش افزوده» پرداختی خود را از کل «مالیات بر ارزش افزوده»‌های دریافتی کسر کرده و مابه تفاوت را به دولت بپردازد.

باید توجه کنید که تولیدکنندگان و ارائه‌دهندگان خدمات صرفاً انتقال‌دهنده بار مالیاتی هستند.

یعنی در زنجیره تولید به ازای هر مرحله تولید، مالیات بر ارزش افزوده اضافه می‌شود و در نهایت خریدار نهایی کالا یا متقاضی نهایی خدمت، مالیات را پرداخت می‌کند.

دولت‌ها مصارف ویژه‌ای را برای این مالیات در نظر گرفته‌اند. این مالیات از مهم‌ترین درآمدهای خزانه استانداریها، شهرداریها و دولت‌های مرکزی محسوب می‌شود .

و معمولاً به حساب خزانه دولت مرکزی وارد و از آنجا طبق قانون و معمولاً بنا بر نسبت جمعیت بین استان‌ها و شهرها پخش می‌شود.

مثالی برای ارزش افزوده:

ارزش افزوده برابر است با ارزش محصول نهای ارزش کالاها و خدمات واسطه ای بکار رفته در آن مثلا فرض کنید .

که یک صندلی تولید می کنیم و به قیمت 5000 تومان بفروش می رسانیم ، پس ارزش محصول تولیدی 5000 تومان است.

برای تولید صندلی کالاها و خدمات واسطه ای مثل چوب ،چسب،میخ ،رنگ،برق،و…استفاده کردهایم که ارزش آنها 3000 تومان است. بنابراین ارزش افزوده تولید صندلی برابر است با:

2000 =5000-3000

2000تومان ارزشی است که عوامل تولید (مثل نیروی کار ،سرمایه ،مدیریت و…) ایجاد نموده اندو ارزش افزوده شامل مزد،سود،بهره و اجاره می باشد.

مزد ارزشی است که نیروی کار ایجاد نموده است،سود ارزشی است که مدیریت ایجاد کرده استو بهره و اجاره ارزشی است که سرمایه ایجاد نموده است.

به عبارتی به عبارت دیگر،نجار 3000 تومان کالاها و خدمات از دیگران گرفته است و با عوامل تولیدی که در اختیار داشته است 2000 تومان ارزشی است که در این مرحله تولید ایجاد شده است.

ارزش کالاها و خدمات واسطه ای بکار رفته در آن -ارزش محصول =ارزش افزوده

ارزش افزوده + ارزش کالا ها و خدمات واسطه ای = ارزش محصول

اجاره + بهره+ سود+ مزد و حقوق = ارزش افزوده

نحوه محاسبه مالیات بر ارزش افزوده

نحوه محاسبه مالیات بر ارزش افزوده در ایران به روش «صورتحسابی» یا به‌اصطلاح تخصصی آن روش «تفریقی غیرمستقیم» است.

در این روش خریدار هنگام خرید محصول علاوه بر بهای کالا، باید مالیات ارزش افزوده آن که شامل ضریب نرخ مالیات بر ارزش افزوده در بهای کالا است را به فروشنده پرداخت کند.

فروشنده نیز موظف به دریافت این مبلغ بوده تا در پایان هر دوره مالیاتی آن را به سازمان امور مالیاتی پرداخت کند.

طبیعی است فروشنده واسطه، خود یک بار این کالا را خریداری کرده و در آن زمان مالیات بر ارزش افزوده پرداخت کرده است.

میزان مالیات بر ارزش افزوده پرداختی توسط فروشنده واسطه به سازمان امور مالیاتی، در واقع مابه‌التفاوت مالیات بر ارزش افزوده دریافتی و پرداختی او می شود.

نرخ مالیات بر ارزش افزوده

rate tax.

کشورها در سراسر جهان از نرخ‌های متفاوتی برای اخذ مالیات بر ارزش افزوده استفاده می‌کنند. تا با شرایط اقتصادی، اجتماعی و سیاسی آن‌ها هماهنگی داشته باشد.

در زمان نگارش این مطلب نرخ مالیات بر ارزش افزوده عمومی در ایران برابر ۹ درصد است. از این ۹ درصد، ۳ درصد عوارض ارزش افزوده و ۶ درصد مالیات بر ارزش افزوده است.

البته بسیاری از موارد مصرفی که تهیه می‌کنیم با احتساب ارزش افزوده است. عموماً، نرخ مالیات بر ارزش افزوده اعمال شده بر کالاهای دخانی مانند سیگار و تنباکو و کالاهای سوختی بسیار بیشتر از سایر کالاهاست.

بیشتر کشورها مالیاتی بر کالاهای اساسی مانند مواد خوراکی و دارو (مانند آنتی‌بیوتیک) وضع نمی‌کنند تا قیمت آن‌ها بیش از اندازه افزایش نیابد.

همچنین به علت دشواری محاسبه ارزش افزوده در خدماتی مانند بانکداری، حسابداری و بیمه، اغلب مالیات بر ارزش افزوده کسر نمی‌شود.

عموماً نرخ مالیات بر ارزش افزوده برای کالاها و خدمات صادراتی صفر است. زیرا مالیات در مقصد محصول بر آن وضع می‌شود.

در نتیجه، بسیاری از تولیدکنندگان، مالیاتی بر قیمت نهایی کالای صادرشده وضع نمی‌کنند.

یعنی حتی اگر تولیدکننده در تهیه محصول صادراتی از کالاهای دیگری استفاده کرده. و بابت آن‌ها مالیات بر ارزش افزوده پرداخته است.

این مبلغ به او بازگردانده می‌شود. برای جبران، مالیات بر کالاهای وارداتی وضع می‌شود.

کشورهای بدون مالیات بر ارزش افزوده

مبدأ اصلی روش مالیات‌گیری به صورت مالیات بر ارزش افزوده، کشورهای توسعه‌یافتهٔ اروپا می‌باشد،   بیش از ۱۶۰ کشور در سراسر دنیا از سیستم مالیاتی ارزش افزوده استفاده می‌کنند.

این مورد بیش تر از همه جا در اتحادیه اروپا رواج دارد.اما برخی کشورها با نگرشی متفاوت به اقتصاد، از این روش از مالیات‌گیری بهره نمی‌برند.

از جملهٔ کشورهایی که در آن‌ها مالیات‌گیری از نوعِ مالیات بر ارزش افزوده استفاده نمی‌شود می‌توان کشورهایی همچون ایالات متحده آمریکا را نام برد.

برگرفته از:

fa.wikipedia.org

persiantax.com

blog.faradars.org

تعریف نقدینگی در علم اقتصادی

تعریف نقدینگی در علم اقتصادی

مقدمه:

با سلام خدمت همراهان عزیز. دوستان طبق روال هر هفته دوشنبه ها گفتمان اقتصادی رو پی می گیریم.

برای اطلاعات بیشتر به مقاله های قبلی مراجع کنید:

10 مقوله اساسی در توسعه اقتصادی

نحوه انجام فعالیت های اقتصادی در اقتصاد دو بخشی

دلایل اقتصادی دخالت دولت در اقتصاد چیست؟ بخش دوم

دلایل اقتصادی دخالت دولت در اقتصاد چیست؟

تعریف سیاست های پولی و مالی در اقتصاد

شاخص کلان اقتصادی ( تولید ناخالص ملی)

تله نقدینگی چیست؟

«تله نقدینگی» (Liquidity Trap) در واقع یک وضعیت اقتصادی است که در آن افراد به جای سرمایه گذاری یا خرج کردن پول، آن را احتکار می‌کنند.

این اتفاق زمانی رخ می‌دهد که نرخ بهره صفر است یا رکود اقتصادی داریم. این پدیده عموماً در اقتصادهایی با تورم پایین رخ می‌دهد.

هنگامی که تورم پایین است، ارزش پول بیشتر است و میل به حفظ کردن پول بالا می‌رود.

در این زمان مردم از خرج‌ کردن پول هراسان هستند و ترجیح می‌دهند که پول را به صورت نقدی نگهداری کنند.

بنابراین حتی اگر در این زمان بانک مرکزی از سیاست پولی انبساطی استفاده کند، رونقی در اقتصاد بوجود نمی‌آید.

در زمان بروز تله نقدینگی، کارایی سیاست‌های پولی به شدت کاهش پیدا می‌کند و تاثیر سیاست‌های مالی بیشتر است.

اقتصاد

در شرایط عادی، افراد بخشی از پول خود را برای خرج کردن به صورت نقدی نگهداری و با بخشی از آن اوراق قرضه خریداری می‌کنند.

اوراق قرضه به اندازه اسکناس، نقد به شمار نمی‌رود اما در عوض سود تولید می‌کند.

اما زمانی که نرخ بهره اوراق قرضه به صفر برسد، افراد ممکن است ترجیح دهند تمام پول خود را به صورت نقدی نزد خود داشته باشند.

مفهوم

تله نقدینگی، در واقع نشان‌دهنده ناتوانی بانک مرکزی در تحریک رشد اقتصادی از طریق کاهش نرخ بهره است.

هدف این است که با ارزان‌تر کردن هزینه قرض‌گرفتن و کاهش‌دادن جذابیت پس‌انداز، میل به خرج‌کردن افزایش پیدا کند.

این تله زمانی ایجاد می‌شود که تقاضای جامعه برای کالاها و خدمات آن‌قدر ضعیف باشد .که حتی نرخ بهره صفر هم این فعالیت اقتصادی را بوجود نیاورد.

به صورت نظری، اگر بانک نرخ بهره وام را منفی کند، می تواند تاثیر مثبتی داشته باشد.

یعنی بانک باید به افراد و کسب‌وکارها پول پرداخت کند تا وام بگیرند.

در عمل اما اجرا کردن این نظریه پیچیده‌تر است.

اگر نرخ بهره‌ای که به سپرده شما در بانک تعلق می‌گیرد منفی باشد، شما دیگر تمایلی به نگهداری پول خود در آن بانک نخواهید داشت زیرا ارزش پول شما کم می‌شود.

هدف اصلی پشت منفی کردن نرخ بهره این است که شما را برانگیزاند که پوا خود را الان خرج کنید تا رونق اقتصادی بوجود بیاید.

ولی در عمل ممکن است باعث شود که شما پول خود را از حساب خارج و آن را در خانه نگهداری کنید.

بانک‌ها اگر هیچ سپرده‌ای نداشته باشند، قدرت خود را از دست خواهند داد. در بعضی کشورها قانون به بانک‌ مرکزی اجازه نمی‌دهد که نرخ بهره را منفی کنند اما در برخی کشور‌ها این اتفاق رخ داده است.

 دلایل بوجود آمدن تله نقدینگی

بانک‌های مرکزی مسئول مدیریت‌کردن نقدینگی در اقتصاد یک کشور هستند. و این کار را با سیاست‌های مختلف انجام می‌دهند.

ابتدایی‌ترین ابزار آن‌ها این است که نرخ بهره را کاهش دهند، تا افراد را تشویق به قرض گرفتن (وام گرفتن) کنند.

این امر باعث می‌شود که وام گرفتن دیگر دشوار نباشد و این انگیزه را در کسب‌وکارها و خانواده‌ها بوجود میاورد که وام بگیرند.

و آن مبلغ را برای سرمایه‌گذاری و خرج‌کردن استفاده کنند.

تله نقدینگی عموماً بعد از یک رکود شدید اتفاق می‌افتد.

نقدینگی

مثال تله نقدینگی

برای درک بهتر مفهوم تله نقدینگی به مثالی واقعی اشاره می‌کنیم.

اقتصاد ژاپن در تله نقدینگی قرار دارد. نرخ‌های بهره در ژاپن نزدیک به صفر است و بانک مرکزی اوراق قرضه دولتی خریداری می‌کند.

تا اقتصاد را به حالت رونق برگرداند. اما این سیاست جوابگو نیست. افراد انتظار نرخ‌های اندک و قیمت‌های پایین را دارند.

در نتیجه، آن‌ها انگیزه خرید ندارند. وقتی افراد تمایلی به خرید ندارند، تقاضا برای کالاها و خدمات کاهش پیدا می‌کند.

و کسب‌وکارها نیز نیروی کار جدیدی استخدام نخواهند کرد. در چنین شرایطی حقوق‌ها نیز ثابت خواهد ماند.

 

دولت ژاپن وعده داده است که سایر عوامل بوجود آورنده رکود اقتصادی را تغییر دهد. شغل تضمین شده برای تمامی عمر، بهره‌وری را کاهش می‌دهد. سیستم «کیرتسو» (Keiretsu) به تولیدکنندگان قدرت انحصاری می‌دهد.

این قدرت انحصاری ممکن است حس رقابت را در میان شرکت‌ها کاهش دهد و کیفیت محصولات افزایش پیدا نکند.

و همچنین نیروهای بازار آزاد و نوآوری کاهش یابد. از طرفی جمعیت ژاپن به سوی پیر شدن پیش می‌رود.

اما اعطای شهروندی به مهاجران جوان امکان‌پذیر نیست. تا زمانی که این موانع وجود دارند، ژاپن در تله نقدینگی باقی می‌ماند.

نقدینگی در بورس

نقدینگی یا نقدشوندگی در بازار بورس یکی از فاکتور‌های مهم است. هر چه قدرت نقدشوندگی سهامی بیشتر باشد.

معامله‌گر می‌تواند سریع‌تر آن را بفروشد و برای فروش نیازی ندارد که قیمت سهام را کاهش دهد تا معامله برای خریدار جذاب‌تر شود.

مقایسه جریان نقدینگی و P/E در اندازه‌ گیری ارزش سهام

بسیاری از سرمایه‌گذاران باور دارند که نسبت‌های جریان نقدینگی در مقایسه با نسبت P/E معیار بهتری برای سنجش ارزش یک سهام هستند زیرا میزان نقدینگی‌ که شرکت تولید می‌کند.

یکی از مهم‌ترین موارد نشان‌دهنده وضعیت آن است. نقدینگی اهمیت بسیار بالایی دارد زیرا ادامه فعالیت‌های یک شرکت بدون وجود آن ممکن نیست. بسیاری از کسب‌وکارها به علت کمبود نقدینگی با شکست مواجه شده‌اند.

نسبت قیمت به جریان نقدینگی

نسبت قیمت به جریان نقدینگی از تقسیم قیمت به جریان نقدینگی به ازای هر سهم بدست می‌آید.

بسیاری این معیار را ترجیح می‌دهند زیرا در محاسبه بجای درآمد خالص (همانطور که در محاسبه EPS رایج است) از جریان نقدینگی استفاده می‌کند.

جریان نقدینگی یک شرکت در واقع درآمد خالص آن بدون احتساب هزینه استهلاک است.

این هزینه‌ها بیان‌کننده میزان نقدینگی واقعی نیستند و شرکت بیشتر از میزان نمایش داده شده توسط نمودار درآمد خالص، نقدینگی دارد.

جریان نقدینگی آزاد

جریان نقدینگی آزاد یا «جریان نقدی آزاد» (Free Cash Flow) که به اختصار «FCF» شناخته می‌شود.

مقدار نقدینگی تولیدشده توسط یک شرکت (با کسر جریان نقدی خروجی) است. که برای تامین مالی فعالیت‌های شرکت و حفظ دارایی‌های سرمایه‌ای آن استفاده می‌شود.

این شاخص برخلاف عایدی‌ها و درآمد خالص، معیاری برای اندازه‌گیری میزان سوددهی است.

سرمایه‌گذاران به دانستن موجودی حساب شرکتی که سهام آن را خریداری کرده‌اند.

علاقمند هستند زیرا این اعداد نحوه عملکرد شرکت را به خوبی نشان می‌دهد. جریان نقدی نشان‌دهنده  پول واردشده و خارج‌شده از حساب‌های بانکی یک شرکت است.

جریان نقدی آزاد که زیرمجموعه جریان نقدی است حاوی مقدار پول باقی‌مانده بعد از پرداخت تمام هزینه‌ها و مخارج سرمایه‌ای (وجوهی که مجدداً سرمایه‌گذاری شده)، است.

این جریان یکی از مهم‌ترین شاخص‌ها در تحلیل فاندامنتال (بنیادی) است. همچنین مبلغی است که پس از کسر تمام هزینه‌ها از درآمد کل، در اختیار سهام‌داران قرار می‌گیرد.

برگرفته از:

faradars.org

تعریف نقدینگی و مدیریت نقدینگی

تعریف نقدینگی و مدیریت نقدینگی

مقدمه:

سلام خدمت دوستان و همراهان گرامی دوشنبه ها با سری مقاله های گفتمان اقتصادی در خدمتون هستیم .

برای اطلاعات بیشتر به مقاله های قبلی مراجع شود.

بیشتر بخوانید:

آشنایی با مفاهیم پایه و اولیه ی اقتصادی

شاخص کلان اقتصادی (تولید ناخالص داخلی)

تعریف سیاست های پولی و مالی در اقتصاد

تعریف نرخ ارز و دلایل تقاضای نرخ ارز

10 مقوله اساسی در توسعه اقتصادی

 

تعریف نقدینگی:

نقدینگی به صورت کلی به دارایی‌های نقدی شما اشاره می‌کند.

اسکناس‌هایی که برای خرید مایحتاج، روزانه با خود حمل می‌کنیم نقدترین دارایی‌های ما هستند. هرچه بتوان سریع‌تر دارایی را بدون بوجود آوردن تغییر بسیاری در ارزش آن، به پول نقد تبدیل کرد، نقدینگی آن بیشتر است.

برای مثال شما به راحتی می‌توانید پول‌های نگهداری شده در حساب سپرده خود را به اسکناس تبدیل کرده و خرج کنید .

اما نمی‌توانید واحد آپارتمانی خود را به همین سهولت به پول نقد تبدیل کنید.

پیدا کردن خریدار برای واحد آپارتمانی‌تان زمان‌بر خواهد بود.

همچنین ممکن است در نهایت نتوانید آن را به قیمت دلخواه بفروشید.

بنابراین، نقدینگی حساب سپرده از املاک و مستغلات بیشتر است.

به صورت کلی، در اقتصاد به جمع پول و شبه پول «نقدینگی» (Liquidity) می‌گویند.

پول چیست؟

money

پول در واقع هر دارایی است .که با آن بتوان به آسانی کالاها و خدمات را خریداری کرد.

در مکالمات روزمره، کلمه پول به معنی ثروت بکار می‌رود. ممکن است فردی از شما بپرسد که «ایلان ماسک» (Elon Musk) چقدر پول دارد و شما پاسخ می‌دهید.

در حدود 105 هزار میلیون دلار. این عدد شامل ارزش سهام، اوراق بهادار، املاک و دیگر دارایی‌هایی است که ماسک مالک آن‌هاست.

اما منظور ما در اینجا اصطلاح فنی پول است. پول همان وجه نقد و سایر دارایی‌هایی است.

که نقد کردن آن‌ها آسان‌ است. مواردی که شما برای پرداخت از آن‌ها استفاده می‌کنید نیز جزو پول محسوب می‌شوند.

مانند چک و کارت‌های اعتباری تعریف پول شامل «سپرده‌های دیداری» (Demand Deposits) و سایر سپرده‌های بانکی که قابل چک کشیدن باشند نیز هست.

در تعریف گسترده‌تر، پول ممکن است شامل چک‌های مسافرتی و حساب‌های پس‌انداز هم باشد.

شبه پول چیست؟

«شبه پول» (Near-money) به دارایی‌هایی اشاره می‌کند. که به صورت مستقیم به عنوان وسیله مبادله قابل استفاده و نقد نیستند.

اما می‌توان آن‌ها را به پول نقد یا سپرده‌های بانکی چک کشیدنی تبدیل کرد.

حساب‌های پس‌انداز و حساب‌های مدت‌دار هم بسته به تعریف در نظر گرفته شده و جامعیت آن ممکن است زیر مجموعه پول یا شبه پول طبقه‌بندی شوند.

بستگی به تحلیلی که می‌خواهید انجام دهید ممکن است تعریف شما از پول و شبه‌پول متفاوت باشد.

تورم با افزایش نقدینگی:

چون میزان کالا و خدمات در جامعه محدود است. پس باید میزان نقدینگی به اندازه‌ای باشد که با کالا و خدمات برابری کند.

اگر میزان نقدینگی افزایش یابد، کالا و خدمات در جامعه کم شده و قیمت‌ها افزایش می‌یابد.(تورم)

کنترل نقدینگی از مهم‌ترین خواسته‌های کشورها است و سیاست‌های گوناگونی را بدین منظور تدوین می‌کنند.

برای نمونه افزایش فناوری و تولید درون‌مرزی، که با گردآوری کالای کافی و بسنده، از تورم جلوگیری می‌کند.

درصورت رشد متناسب نقدینگی و سطح تولید در جامعه، می‌توان تا حدود زیادی از بروز تورم در اقتصاد جلوگیری کرد.

این موضوع توسط نظریه مقداری پول (نظریه مبادله‌ای) که بصورت ساده MV=PY مطرح می‌شود.

و در آن M نشان دهنده حجم نقدینگی، V سرعت گردش پول، P سطح قیمتها و بالاخره Y سطح تولید در اقتصاد است، توجیه می‌شود.

در رابطه فوق فرض بر این است که تولید بر مبنای رشد بهره‌وری، با یک نسبت معینی در طول یکسال مالی رشد می‌کند.

درصورتیکه رشد حجم نقدینگی متناسب با رشد تولید باشد.

با فرض ثبات سرعت گردش پول در طول دوره مالی، سطح قیمتها نیز ثابت می‌ماند اما چنانچه نقدینگی بیشتر از رشد تولید رشد داشته باشد.

برای برقراری تساوی در معادله فوق می‌بایست این نابرابری از طریق رشد قیمتها رفع شود.

و در صورت کمتر بودن رشد نقدینگی از رشد تولید، با توجه به کمبود منابع مالی لازم تقاضا کاهش یافته و بدنبال آن برای جلوگیری از کاهش عرضه می‌بایست سطح قیمتها کاهش یابد تا تساوی برقرار باشد.

بدیهی است که در چنین حالتی با افزایش معین سرعت گردش پول در اقتصاد می‌توان بازهم بدون ایجاد تورم تولید را افزایش داد.

مدیریت نقدینگی:

cash-managemen

مدیریت نقدینگی یکی از بزرگ‌ترین چالش‌هایی است که سیستم بانک‌داری با آن روبرو است. دلیل اصلی این چالش این است، که بیشتر منابع بانک‌ها از محل سپرده‌های کوتاه‌مدت تأمین مالی می‌شود.

علاوه بر این تسهیلات اعطایی بانک‌ها صرف سرمایه‌گذاری در دارایی‌هایی می‌شود که درجه نقدشوندگی نسبتاً پایینی دارند.

وظیفه اصلی بانک ایجاد توازن بین تعهدات کوتاه‌مدت مالی و سرمایه‌گذاری‌های بلند مدت است.

نگهداری مقادیر ناکافی نقدینگی بانک را با خطر عدم توانایی در ایفای تعهدات و در نتیجه ورشکستگی قرار می‌دهد.

نگهداری مقادیر فراوان نقدینگی، نوع خاصی از تخصیص ناکارآمد منابع است که باعث کاهش نرخ سوددهی بانک به سپرده‌های مردم و در نتیجه از دست دادن بازار می‌شود.

مدیریت نقدینگی به معنی توانایی بانک برای ایفای تعهدات مالی خود در طول زمان است. مدیریت نقدینگی در سطوح مختلفی صورت می‌گیرد.

اولین نوع مدیریت نقدینگی به صورت روزانه صورت پذیرفته و به صورت متناوب نقدینگی مورد نیاز در روزهای آتی پیش‌بینی می‌شود.

دومین نوع مدیریت نقدینگی که مبتنی بر مدیریت جریان نقدینگی است.

نقدینگی مورد نیاز را برای فواصل طولانی‌تر شش‌ماهه تا دو ساله پیش‌بینی می‌کند.

سومین نوع مدیریت نقدینگی به بررسی نقدینگی مورد نیاز بانک در شرایط بحرانی می‌پردازد.

برگرفته:

blog.faradars.org

sarmayehgozari.com

ادامه داد…..

shutterstock_1723569517

10 مقوله اساسی در توسعه اقتصادی

مقدمه

سلام خدمت همراهان آراز پردازش کیا. دوشنبه ها با سری مباحث اقتصادی در خدمت شما هستیم. امروز درباره مقوله های اساسی توسعه اقتصادی صحبت می کنیم. با ما همراه باشید.

بیشتر بخوانید:

دلایل اقتصادی دخالت دولت در اقتصاد چیست؟ بخش دوم

اقتصادی دخالت دولت در اقتصاد چیست؟

آشنایی با مباحث نرخ ارز | دلایل تقاضای ارز

مفاهیم پایه و اولیه ی اقتصادی

ده مقوله اساسی در توسعه اقتصادی

Economic-Development

در برنامه ریزی برای رسیدن به توسعه اقتصادی و مباحث توسعه ، ده مقوله اساسی وجود دارد. در این مقاله قصد داریم به طرح این موضوعات بپردازیم.

۱) رشد در مقابل توزیع :

از عناوین توسعه اقتصادی این است که در فرآیند توسعه آیا باید اولویت با رشد اقتصادی و افزایش تولید باشد ، یا با توزیع درآمد و کمک به فقرا . می توان سه دیدگاه را مطرح کرد:

الف) ابتدا رشد، سپس توزیع

ب) ابتدا توزیع، سپس رشد

ج) رشد همراه با توزیع

۲) جایگزینی واردات یا توسعه صادرات:

آیا باید استراتژی جایگزینی واردات را در استراتژی توسعه کشور انتخاب نمود یا استراتژی توسعه صادرات. در استراتژی جایگزینی واردات، باید تلاش گردد تا کالاهایی را که وارد می کنیم. در داخل کشور تولید کنیم.

باید در بخش هایی که مزیت مطلق یا نسبی داریم. در استراتژی توسعه صادرات سرمایه گذاری کرده، محصول تولید کنیم. آنها را صادر و کالاهای دیگر را وارد نماییم.

استراتژی جایگزینی واردات همان حمایت گرایی و استراتژی توسعه صادرات ، همان استراتژی آزاد سازی اقتصادی است.کشورهایی مثل کره جنوبی و سنگاپور ، استراتژی توسعه صادرات را انتخاب نموده اند.

۳) توسعه اقتصادی یا توسعه سیاسی:

در فرایند توسعه آیا باید اولویت را به توسعه اقتصادی دهیم یا توسعه سیاسی؟. یا همزمان هر دو را پیگیری نمائیم. توسعه سیاسی به معنای گسترش نهاد های دموکراسی می باشد.

۴) نقش دولت یا بازار :

در فرایند توسعه نقش دولت و مکانیسم بازار چگونه است؟. برای رسیدن به توسعه اقتصادی باید نقش اصلی و مهم با دولت باشد یا مکانیسم بازار. در طی مراحل توسعه . در طی مراحل توسعه نقش این دو نهاد مهم چگونه باید تنظیم گردد؟.

۵) توسعه شهری یا توسعه روستایی:

باید اولویت در فرایند توسعه به توسعه شهری داده شود یا توسعه روستایی؟. در مباحث مربوط به توسعه اولویت توسعه روستایی ، شهری یا توسعه روستا – شهرها. همواره مورد بحث نظریه پردازان توسعه بوده است.

۶) توسعه کشاورزی یا توسعه صنعتی:

از مباحث مهم این است که اولویت را باید به توسعه کشاورزان داد یا توسعه صنعتی؟. گروهی طرفدار توسعه صنعتی و گروهی دیگر اولویت را به توسعه کشاورزی داده اند.

۷) رشد متوازن یا نامتوازن:

یکی از مباحث توسعه این است که آیا در فرایند توسعه باید به همه بخش ها توجه کرد. و در آن سرمایه گذاری نمود یا اینکه ابتدا باید به یک بخش که می تواند پیشگام توسعه قرار گیرد. توجه بیشتری نمود و با رشد آن بخش ، به طور خودکار سایر بخش ها نیز رشد می کند.

۸) صنایع کوچک (کاربر) یا صنایع بزرگ (سرمایه بر):

چالشی در توسعه اقتصادی، صنایع کوچک و بزرگ است. آیا باید به صنایع بزرگ اهمیت داد و یا به صنایع کوچک ؟ به عبارت دیگر کوچک زیباست؟ یا بزرگ زیباست؟.

۹) تمرکز در برابر عدم تمرکز :

از مشکلات کشورهای در حال توسعه تمرکز گرایی است. فعالیت های اقتصادی ، قدرت سیاسی و فرصت ها ، معمولا در شهرهای بزرگ یا پایتخت ها متمرکز است.

چگونگی تمرکز زدایی فعالیت های اقتصادی و سیاسی از مباحث مهم در توسعه اقتصادی می باشد.

۱۰) جدید در مقابل سنتی:

گروهی سنت و گذشته را مانع توسعه می دانند و معتقدند که در فرآیند توسعه باید ساختار ها و تفکرات قدیمی جای خود را به انواع جدید بسپارد. گروهی سنت گرایی را عامل اصلی عقب ماندگی می پندارند. و گروهی دیگر تجدد را علت اصلی عقب ماندگی می دانند.

برگرفته از :

کتاب اصول اقتصاد

 

نحوه انجام فعالیت های اقتصادی در اقتصاد دو بخشی

نحوه انجام فعالیت های اقتصادی در اقتصاد دو بخشی

مقدمه

سلام خدمت همراهان آراز پردازش کیا. دوشنبه ها با سری مباحث اقتصادی در خدمت شما هستیم. امروز درباره نحوه انجام فعالیت های اقتصادی صحبت می کنیم. با ما همراه باشید.

تعریف اقتصاد دو بخشی

اقتصاد دو بخشی به اقتصادی گفته می شود که در آن خانوار ها و بنگاه ها فعالیت داشته باشند. البته در دنیای واقعی اقتصاد دو بخشی وجود ندارد. ولی به دلیل اینکه اقتصاد دو بخشی یک مدل ساده است. و برای فهم مدل های سه بخشی و چهار بخشی مفید است. از مدل دو بخشی شروع می کنیم.

فعالیت های اقتصادی

در این قسمت با استفاده از نمودار بررسی می کنیم که فعالیت های اقتصادی چگونه انجام می گیرد. و کارگزاران یا عاملین اقتصادی چگونه با یکدیگر ارتباط دارند.

روابط اقتصادی در یک مدل دوبخشی را می توان به صورت زیر نمایش داد:

اقتصاد دو بخشی

فعالیت های اقتصادی همانند آبی است که در گردش می باشد. خانوار ها صاحبان عوامل تولید می باشند. و آنها را در اختیار بنگاه ها قرار می دهند. و به ازای آن مزد و سود و بهره و اجاره دریافت می نمایند. مبادله عوامل تولید خانوار ها و بنگاه ها در بازار عوامل تولید صورت می گیرد.

بازار

به ترتیباتی گفته می شود که خریداران و فروشندگان با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند. بازار می تواند مکان خاصی یا شبکه ارتباطی از طریق روزنامه ، تلفن و… باشد.

درآمد ملی

مزد بهره، سود و اجاره ، درآمد خانوارها را تشکیل می دهد که به آن درآمد ملی می گویند. بنابراین درآمد ملی مجموع درآمدی است که خانوارها طی یک دوره -مثلا سال- بدست می آورند.

بنگاه ها با استخدام عوامل تولید، کالاها و خدمات نهایی را تولید می کنند و در بازار کالاها و خدمات به فروش می رسانند. ارزش پولی کالاها و خدمات نهایی تولید شده طی یک دوره تولید ملی نام دارد. کالاها و خدمات نهایی که بنگاه ها تولید می کنند. شامل کالاها و خدمات مصرفی و سرمایه ای می باشند. کالاها و خدمات مصرفی را خانوارها و کالاها و خدمات سرمایه ای را بنگاه ها خریداری می کنند.

مصرف ملی یا مخارج مصرفی

خانوارها درآمدی که بدست می آورند را به دو قسمت تقسیم می کنند. قسمتی از آن را صرف خرید کالاها و خدمات مصرفی – غذا، لباس ، آموزش و…- می کنند. پولی که خانوار ها بابت خرید کالاها و خدمات می پردازند، مخارج مصرفی یا مصرف ملی نام دارد. خانوارها بقیه پول خود را پس انداز می کنند. پس انداز در بازارهای مالی صورت می پذیرد. بازار مالی شامل بازار پول مثل بانک ها و بازار سرمایه مثل بازار سهام می باشد.

سرمایه گذاری

پولی که خانوارها در بازار مالی پس انداز می کنند را بنگاه ها وام می گیرند و آن را سرمایه گذاری می نمایند. سرمایه گذاری عبارت است از خرید کالاها و خدمات سرمایه ای . مثلا هنگامی که بنگاهی ساختمان خریداری می کنند. ماشین آلات خریداری می کند می گوییم سرمایه گذاری صورت گرفته است.

فرآیند فوق همانند آبی که در یک چرخه وجود دارد، دائما ادامه دارد. یعنی در هر دوره ، ما نیروی کار خود را عرضه می کنیم. به ازای آن دستمزد دریافت می کنیم. با دستمزد دریافتی ، کالاها و خدمات مصرفی می خریم و مقداری از آن را پس انداز می کنیم.

بیشتر بدانید:

شاخص کلان اقتصادی ( تولید ناخالص ملی)

شاخص کلان اقتصادی (تولید ناخالص داخلی)

بررسی ساختار بازار عرضه و تقاضا

سیاست های پولی و مالی در اقتصاد

چهار چوب سیاست های مالی (انقباضی)

تعریف سیاست های پولی در ایران

تورم ، نرخ تورم ، معرفی انواع تورم

بنگاه ها نیز در هر دوره عوامل تولید را استخدام می کنند و کالاها و خدمات نهایی را تولید و به فروش می رسانند.

تفسیر نمودار

اقتصاد دو بخشی

در نمودار دو نوع فلش رسم شده است، یکی فلش های منقطع که نشان دهنده جریان فیزیکی فعالیت های اقتصادی است. مثلا فلش “کالاها و خدمات نهایی” نشان می دهد که بنگاه ها چه مقدار کالاها و خدمات نهایی تولید کرده و به فروش رسانده اند. – مثلا 100 کیلو سیب ، 200 متر پارچه و… – ولی فلش های پیوسته ، ارزش پولی جریان فیزیکی را نشان می دهد.

بدیهی است که جریان پولی برای ما مهم تر از جریان فیزیکی کالاها و خدمات است، زیرا نمی توان کالاها و خدمات مختلف را بر حسب مقادیر فیزیکی آن ها با یکدیگر جمع نمود. مثلا نمی توان 100 کیلو سیب را با 200 متر پارچه جمع نمود. برای جمع آن ها باید ارزش پولی آن ها را محاسبه کنیم.

با توجه به توضیحات بالا ، فقط جریان پولی رسم می شود.

برگرفته از :

کتاب اصول اقتصاد

وظایف دولت ها و تقسیم بندی انواع دولت ها

وظایف دولت ها و تقسیم بندی انواع دولت ها

مقدمه

سلام خدمت همراهان گرامی. دوستان دوشنبه ها با سری مباحث اقتصادی در خدمت شما هستیم. امروز درباره وظایف دولت ها و تقسیم بندی دولت ها صحبت می کنیم. با ما همراه باشید.

تقسیم بندی انواع دولت ها

تقسیم بندی دولت به شکل های مختلفی صورت می گیرد که یکی از آن ها دولت را به سه نوع تقسیم می کند:

۱- دولت نئوکلاسیک

۲- دولت کینزی

۳- دولت سوسیالیسم

۱- دولت نئوکلاسیک

وظیفه دولت نئو کلاسیک، نظارت بر عملکرد غیر متمرکز بازار است. این دولت به ترجیحات و تمایلات افراد احترام می گذارد. حاکمیت مصرف کننده برقرار است. فقط زمانی در اقتصاد دخالت می کند که مکانیسم بازار شکست بخورد و امکان تخصیص بهینه منابع وجود نداشته باشد.

مثلا برای تهیه و تدارک کالاهای عمومی ، اصلاح پیامد های خارجی، مبارزه با انحصار از موارد دخالت دولت در این بازار است.

۲- دولت کینزی

Economics_circular_flow_cartoon

در دولت کینزی، حدود دخالت دولت بیشتر است. مثلا به دلیل عدم انعطاف پذیری دستمزد ها ، تعادل همراه با اشتغال کامل بوجود نمی آید . و دولت باید از طریق اتخاذ سیاست های مالی و پولی به مبارزه با بیکاری بپردازد.

از دیدگاه این گروه ، اقتصاد ذاتا بی ثبات است. و دولت وظیفه دارد، ثبات آن را حفظ نماید. در حالی که در دیدگاه نئوکلاسیک ها ، اقتصاد ذاتا با ثبات است . و نظم طبیعی بر اقتصاد حاکم است و دخالت دولت ها باعث بی ثباتی می گردد.

۳- دولت سوسیالیسم

The state of socialism

در دولت سوسیالیستی ، مالکیت خصوصی باید از بین برود. منافع جامعه متضاد با منافع افراد در نظر گرفته می شود. باید منافع فردی و نفع و انگیزه بخش خصوصی در سودآوری نابود شود. اختیار دولت نامحدود است. تخصیص منابع در این دولت بر مبنای مکانیسم بازار نمی باشد. به شکل دستوری و غیر بازاری یا به صورت تخصیص اداری و بر مبنای ترجیحات رهبران جامعه صورت می گیرد.

در حالی که در دولت نئو کلاسیک ، تخصیص منابع بر مبنای مکانیسم بازار و ترجیحات مصرف کننده است. و حاکمیت مصرف کننده برقرار می باشد.

وظایف دولت

وظایف دولت ها را به سه دسته تقسیم می نمایند:

۱- وظیفه تخصیص

۲- وظیفه توزیع

۳- وظیفه تثبیت

۱- وظیفه تخصیص

به این معنی است که منابع و عوامل تولید به چه کالاهایی و به چه اندازه تخصیص یابد؟ چه مقدار تولید کالاهای عمومی و چه مقدار تولید کالاهای خصوصی صورت پذیرد.؟ آیا باید منابع تولید از تولید سیگار به تولید شیر تخصیص یابد. مسئله تولید کالاهای عمومی و اصلاح پیامد های خارجی در این وظیفه جای می گیرد.

۲- وظیفه توزیع

وظیفه دیگر دولت توزیع است. باید با نابرابری درآمد که از طریق غیر رقابت بوجود آمده است. و ناشی از انحصار ها ، رانت ها و… می باشد مبارزه شود. و حداقل امکانات برای همه افراد جامعه به وجود آید. در این وظیفه ، دولت از طریق پرداخت یارانه به بعضی از گروه های اجتماعی کمک می کند. و نابرابری های منطقه ای را نیز اصلاح می نماید.

۳- وظیفه تثبیت

در وظیفه تثبیت ، دولت باید با بیکاری و تورم و بی ثباتی های اقتصادی مبارزه کنید. در روش مبارزه با بیکاری و تورم بین مکاتب اقتصاد کلان ، اختلاف نظر وجود دارد. ولی در اصل مبارزه با آن و ثبات اقتصادی همه متفق القول اند.

نکته: دولت کلاسیک ، توجه بیشتری به وظیفه تخصیص دارد. دولت سوسیالیسم به وظیفه توزیع در آمد توجه بیشتری دارد. در دولت کینزی علاوه بر وظیفه تخصیص به وظیفه تثبیت نیز توجه شده است.

 

برگرفته از :

کتاب اصول اقتصاد

دلایل-اقتصادی-دخالت-دولت-در-اقتصاد

دلایل اقتصادی دخالت دولت در اقتصاد چیست؟ بخش دوم

مقدمه

سلام و روز بخیر خدمت همراهان گرامی. دوستان دوشنبه ها با سری مباحث اقتصادی در خدمت شما هستیم.

در مبحث گذشته درباره اولین دلیل اقتصادی دخالت دولت در اقتصاد رو بیان کردیم . امروز بخش دیگه ای از این مبحث رو براتون شرح میدیم. با ما همراه باشید.

بیشتر بخوانید:

دلایل اقتصادی دخالت دولت در اقتصاد چیست؟

آشنایی با مباحث نرخ ارز | دلایل تقاضای ارز

مفاهیم پایه و اولیه ی اقتصادی

شاخص کلان اقتصادی ( تولید ناخالص ملی)

شاخص کلان اقتصادی (تولید ناخالص داخلی)

بررسی ساختار بازار عرضه و تقاضا

سیاست های پولی و مالی در اقتصاد

چهار چوب سیاست های مالی (انقباضی)

تعریف سیاست های پولی در ایران

تورم ، نرخ تورم ، معرفی انواع تورم

۲) مبارزه با انحصار طبیعی

Gozaresh-Mah-2

انحصار ها دو نوع می باشند: انحصار مصنوعی و انحصار طبیعی.

انحصار مصنوعی انحصاری است که به دلیل قوانین و مقررات بوجود می آید. مثلا صنعت سیگار در ایران انحصاری است که این انحصار به دلیل قوانین دولتی به وجود آمده است. یا قبلا قند و شکر در انحصار دولت بود که برداشته شد.

انحصار طبیعی به انحصاری گفته می شود که حتی در صورت عدم مداخله دولت نیز ایجاد می گردد. مثلا آبرسانی به منازل در شهرها ، نمی تواند بازاری رقابتی داشته باشد. یعنی امکان پذیر نیست که چند شرکت سد بزنند و خیابان ها و کوچه ها را لوله گذاری نمایند. سپس در انشعاب آب به منازل با یکدیگر رقابت کنند.

در این گونه فعالیت ها، هزینه های اولیه بسیار بالا است و هزینه انشعاب آب به یک منزل که هزینه نهایی است بسیار اندک است. بنابراین هر چه تعداد انشعاب ها بیشتر شود، هزینه متوسط تولید کاهش می یابد. یک بنگاه اگر تولید را افزایش دهد، هزینه های متوسط را کاهش می دهد. و با کاهش دادن قیمت محصول خود می تواند رقبا را از بازار خارج کند. که این گونه موارد به انحصار طبیعی مشهور است.

به دلیل اینکه انحصارگران با کاهش تولید و با افزایش قیمت ، رفاه جامعه را کاهش می دهند. باید در این بازار ها دولت دخالت نماید و از طریق کنترل انحصارگران ، از کاهش رفاه جامعه جلوگیری نماید. معمولا انحصار طبیعی را دولت به عهده می گیرد. یا انحصارگر را مجبور می کند که تولیدخود را افزایش دهد.

۳) نظارت بر اجرای قراردادها

هنگامی که افراد و بنگاه ها با یکدیگر معامله انجام می دهند. باید نهادی باشد که اگر افراد به توافق و به قراردادهای خود عمل نکردند. آنها را مجبور به این کار کنند. این وظیفه دادگستری می باشد. اگر قراردادها ضمانت اجرایی نداشته باشند. افراد اطمینانی به معاملات ندارند و بازار شکل نمی گیرد.

با عدم انجام معامله و عدم شکل گیری بازار تخصص و مهارت به وجود نمی آید. و جامعه زیان می بیند.

۴) توزیع درآمد

توزیع درآمد در هیچ جامعه ای کاملا برابر نمی باشد. و هیچ کس نیز توزیع برابر درآمد را توزیع عادلانه ای نمی داند ولی نابرابری زیاد و فقر شدید، ثبات جامعه را بر هم میزند. یکی از وظایف دولت این است که حداقل معیشت را برای افراد تامین کند.

افرادی را که به دلیل بدشانسی های اجتماعی و طبیعی درآمد خود را از دست داده اند، تامین مالی نماید. مثلا اگر خانواده ای سرپرست خود را از دست دهد و یا فرزندی فلج به دنیا بیاید و نتواند در شرایط مساوی با دیگران به فعالیت و کسب درآمد بپردازد. باید مورد توجه ویژه قرار گیرد.

۵) سایر موارد

اجرای آموزش اجباری در مقاطع اولیه، بیمه های اجباری و … از قوانینی هستند که معمولا دولت ها آن را برای جامعه لازم الاجرا می دانند تا از زیان های بزرگتر و مشکلات آینده جلوگیری شود. ایجاد زیر ساخت ها و فعالیتهایی که برای جامعه لازم است ولی بخش خصوصی در آنها سرمایه گذاری نمی نماید. از وظایف دولت ها تلقی می گردد.

آدام اسمیت، پدر علم اقتصاد سه نقش و وظیفه برای دولت قائل بود:

۱) تامین امنیت و نظم که وظیفه ارتش و پلیس می باشد. تامین امنیت در مقابل خارجیان و در داخل کشور از اصلی ترین وظایف دولت می باشد.

۲) دادگستری که ناظر بر اجرای قرارداد هاست.

۳) تامین و تولید کالاهایی که برای جامعه مطلوب است.مثل آموزش.

 

برگرفته از :

کتاب اصول اقتصاد

 

دلایل اقتصادی دخالت دولت در اقتصاد چیست؟

دلایل اقتصادی دخالت دولت در اقتصاد چیست؟

مقدمه

سلام و وقت بخیر خدمت همراهان گرامی. دوستان دوشنبه ها با سری مباحث اقتصادی در خدمت شما هستیم.

در اقتصاد آزاد نقش دولت اندک و نقش بازار زیاد و در اقتصاد های متمرکز، نقش دولت زیاد و نقش بازار اندک است.

البته در دنیای واقعی اقتصاد صد درصد آزاد و یا اقتصاد صد درصد متمرکز نداریم. بلکه بیشتر اقتصاد ها، اقتصادهای مختلط می باشند.

مکانیسم بازار، شیوه خوبی برای سازماندهی امور است. ولی در بعضی موارد مکانیسم بازار شکست خورده و به دخالت دولت احتیاج است. در این مقاله به این سوال پاسخ می دهیم که دلایل اقتصادی دخالت دولت در اقتصاد چیست؟

بیشتر بدانید:

آشنایی با مباحث نرخ ارز | دلایل تقاضای ارز

آشنایی با مفاهیم پایه و اولیه ی اقتصادی

شاخص کلان اقتصادی ( تولید ناخالص ملی)

شاخص کلان اقتصادی (تولید ناخالص داخلی)

بررسی ساختار بازار عرضه و تقاضا

سیاست های پولی و مالی در اقتصاد

چهار چوب سیاست های مالی (انقباضی)

تعریف سیاست های پولی در ایران

تورم ، نرخ تورم ، معرفی انواع تورم

۱- وجود کالاهای عمومی

کالاها به دو نوع کلی تقسیم بندی می شوند: ۱- کالاهای عمومی  ۲- کالاهای خصوصی

کالاهای خصوصی

کالاهای خصوصی

کالاهای خصوصی کالاهایی هستند که تفکیک پذیر و رقابت پذیر باشند. تفکیک پذیری به این معنی است که می توان افراد را در مصرف، از یکدیگر تفکیک کرد. مثلا خودکار کالای خصوصی است. می توان گفت، هر کس قیمت آن را بپردازد حق استفاده از آن را دارد.

رقابت پذیری به این معنی می باشد که استفاده یک نفر مانع استفاده دیگران می شود. وقتی یک نفر از خودکار استفاده می کند، همزمان فرد دیگری نمی تواند از همان خودکار استفاده نماید.

کالاهای عمومی

nuclear plant

کالاهای عمومی تفکیک ناپذیر و رقابت ناپذیر می باشند. امنیت و روشنایی معابر دو نمونه از کالاهای عمومی هستند. تفکیک ناپذیری به این معنی است که وقتی کالای عمومی تولید شد، نمی توان افراد را از مصرف آن منع نمود. هنگامی که امنیت تولید شد، نمی توان گفت فقط کسانی حق استفاده از امنیت را دارند که مالیات پرداخته باشند.

رقابت ناپذیری کالاهای عمومی به این معنی است که استفاده یک نفر مانع استفاده دیگران نمی شود. وقتی امنیت ایجاد شد، همه می توانند از آن استفاده کنند. به بیان اقتصادی ، هزینه نهایی استفاده افراد بیشتر ، صفر می باشد.

به دلیل تفکیک ناپذیر بودن کالاهای عمومی ، این گونه کالاها، مالکیت بردار نمی باشند. یعنی نمی توان مثلا امنیت تولید کرد و آن را در بازار فروخت.

کالایی را که مالکیت بر آن تعلق نگیرد، نمی توان مبادله نمود و بازار برای آن کالا شکل نمی گیرد. افراد برای روشنایی خیابان ها، حاضر نیستند پولی بپردازند. زیرا می گویند وقتی تولید شد، ما هم از آن استفاده می کنیم. و نمی توانند ما را از استفاده آن منع نمایند.

شکست مکانیسم بازار

بخش خصوصی کالاهایی همانند امنیت و روشنایی خیابان ها را تولید نمی کند. گفته می شود مکانیسم بازار در تولید این کالاها با شکست مواجه شده است. بازار یا بخش خصوصی، کالاهایی را تولید می کند که حقوق مالکیت بر آنها تعلق گیرد. بتواند منافع حاصل از آن شیء را در انحصار خود بگیرد. و به کسانی که قیمت آن را بپردازند، واگذار نماید.

حقوق مالکیت

وقتی نتوان حقوق مالکیت را تعریف نمود و به هر کس به اندازه پولی که داده است. منافع استفاده از یک شیء را واگذار نمود، آن کالا با تراژدی اشتراکات روبرو است. و هر چند برای مردم ارزشمند است ولی به میزان کافی تولید نمی شود.

به عنوان مثال : همه مردم علاقه مند به از بین رفتن آلودگی هوا و تولید هوای پاک هستند. چون هوای پاک کالای عمومی است و با تراژدی اشتراکات روبرو است، بخش خصوصی حاضر به تولید هوای پاک نمی باشد. چون وقتی هوای پاک تولید شود، نمی تواند آنرا در اختیار بگیرد و بفروشد.

تفاوت کالاهای عمومی و دولتی

دقت داشته باشید که کالاهای عمومی با کالاهای دولتی متفاوت است. مثلا دانشگاه ممکن است دولتی باشد. اما دانشگاه کالا یا خدمتی خصوصی است. زیرا می توان از طریق کنکور یا پول ، مشخص کرد که چه کسانی حق استفاده از دانشگاه را دارند.

دخالت دولت

با توجه به مسائلی که گفته شد. باید دولت در این گونه موارد دخالت کند و به میزان کافی کالای عمومی را تولید کند. دولت می تواند با مالیات از مردم پول دریافت کند. و صرف تولید امنیت، هوای پاک، روشنایی معابر و … نماید.

 

این مقاله ادامه دارد

 برگرفته از :

کتاب اصول اقتصاد